روانشناسی سیاسی در چارچوب ۳ پارادایم وضعیت گرا /محیط گرا (براساس رفتارگرایی)، فردگرا / طبع گرا (بر اساس روانکاوی فروید) و کل گرا (براساس نظریه میدانی لوین) می باشد.
در پارادایم وضعیت گرا، محیط، بازیگر اصلی بوده و فرد همواره تحت تاثیر محیط بیرون است.
محیط، متشکل از ۲ قسمت محیطی فیزیکی همچون محله و شهر و کشور و یک فضای روانشناختی بوده که همواره عواطف، احساسات و باورهای فرد تحت لوای آن است.
رویکردهای فردگرا، بر این باورند که ژن فرد، کروموزوم ها و نظام شناختی وی در شکل گیری رفتارهای وی نقش دارند. به اعتقاد اینان، وراثت و ژنتیک، بخش مهمی از رویکرد دوستانه یا خصمانه فرد در قبال زندگی و جهان اطراف را شکل می دهد.